close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
انقلاب بلشویکی روسیه

پیرامون جهان

انقلاب بلشویکی روسیه

روسيه ي تزاري در سال 1917 ميلادي،درگير جنگي دشوار (جنگ جهاني اول) و شرايط بسيار سخت اقتصادي بود. در تاريخ 21 فوريه ي 1917 عده اي از مردم شهر – پتروگراد- كه در صف هاي طولاني نانوايي ايستاده بودند،از فقدان آرد و نبود نان به تنگ آمده و دست به شورش زدند و به غارت نانوايي ها پرداختند.
فرداي آن روز كه در تقويم غير روسي،مصادف با اول ماه مه و روز جهاني كارگر بود،به روز اعتصاب گسترده ي كارگري در (پترزبورگ) تبديل شد و ميان كارگران و پليس زد و خوردهايي پديد آمد. اعتصابات تا چند روز ادامه يافت و به دستور (پروتوپوپف) فرماندار نظامي پترزبورگ،تظاهر كنندگان به رگبار مسلسل بسته شدند.
در روز 27 فوريه عده اي از سربازان پادگان پترزبورگ به مردم پيوستند و (رودزيانكو) رييس مجلس ملي روسيه (دوما) از (تزار نيكلاي دوم) خواست تا از سلطنت استعفا دهد. روز 28 فوريه،دو هنگ از سيبري براي سركوب انقلابيون حركت كردند،اما آنان وفاداري خود را به (دوما) و انقلاب اعلام نمودند و قزاقان نيز دست به تمرد زدند.
در اين زمان دولتي موقتي از طرف مخالفين تزار تشكيل شد كه شاهزاده (لووف) نخست وزيري آن را بر عهده داشت؛اين دولت ائتلافي از ليبرال هاي طرفدار دوما و هداواران مشروطه ي سلطنتي و نمايندگان سرمايه داران روسي بودند. تزار – كه قطار او در ايستگاه راه آهن (پسكوف) توسط سربازان شورشي متوقف شده بود- حاضر به استعفا شد و به نفع (ميخاييل) برادر كوچك خود از سلطنت كناره گرفت،اما ميخاييل اندكي بعد اعلام كرد كه حاضر به پذيرش سلطنت نيست و يك حكومت دو گانه متشكل از (دولت موقت از يك سو و نمايندگان شوراهاي كارگران و دهقانان و سربازان از سوي ديگر) قدرت را در روسيه به دست گرفت و رژيم تزاري سرنگون شد.
اين انقلاب كه خيلي سريع و با خون ريزي كم به ثمر رسيد،(انقلاب فوريه ي 1917) يا به طور خلاصه (انقلاب فوريه) ناميده شد. با اين انقلاب بخش عمده اي از قدرت در اختيار سرمايه داران و بانكداران طرفدار ليبراليسم و مروج ايده هاي بورژوايي قرار گرفت. اما ماجراي انقلاب روسيه به همين جا خاتمه نيافت. پس از انقلاب فوريه و برقراري (حكومت دو گانه) كشمكش شديدي ميان دولت موقت از يك سو و شوراها از سوي ديگر پديد آمد كه منجر به هرج و مرج،گسترش فقر و بيكاري،شكست هاي پي در پي ارتش روسيه در جبهه ها و فرار گسترده ي سربازان و شورش هاي دهقاني و اعتراضات كارگري گرديد. حزب كمونيست روسيه (شاخه ي بلشويك ها) به رهبري (ولاديمير ايليچ لنين) با تكيه بر نفوذي كه در شوراهاي كارگران و سربازان يافته بود و نيز با بهره گيري از هرج و مرج و خلاً قدرتي كه وجود داشت،در روز 24 اكتبر 1917 (به تاريخ قديم روسي) تصميم به قيام مسلحانه گرفت. روز 25 اكتبر،ملوانان ناوگان (كرونشتاد) دست به شورش زده و وزراي دولت موقت در كاخ زمستاني تزار را بازداشت كردند. بدينسان بلوشيك ها به قدرت رسيده و دولت سوسياليستي تشكيل دادند. لنين،رييس دولت سوسياليستي و (تروتسكي) وزير امور خارجه ي دولت بود و (استالين) كه بعدها ازسفاك ترين رهبران دولت شوروي شد،وزير امور مليت ها و اقوام بود.
دولت جديد خود را (اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي) ناميد و رسماً حكومت ايدئولوژي ماركسيسم و برقراري اقتصاد سوسياليستي و خروج از جنگ جهاني را اعلام نمود. از اكتبر 1917 تا ژانويه ي 1924 يعني هنگام مرگ (لنين)،وقايع و حوادث بسياري در روسيه رخ داد،از جمله صالح با آلمان،معروف به صلح (برست ليتوفسك) ،مصادره ي كارخانه ها و زمين هاي سرمايه داران و زمين داران،ملي كردن بانك ها،تأسيس ارتش سرخ،وقوع جنگ داخلي،دستگيري و اعدام ده ها هزار نفر از مخالفين دولت بلشويكي،سياست اقتصادي (نِپ)،مقابله با دخالت ارتش هاي خارجي در امور كشور،وقوع مبارزه ي قدرت شديد ميان دو تن از رهبران بلشويك ها يعني (تروتسكي) و (استالين) كه نهايتاً منجر به پيروزي دومي گرديد و فراهم شدن بسترهاي تأسيس يك نظام سرمايه سالاري دولتي متمركزِ مبتني بر اقتصاد با برنامه اي تحت عنوان (ساختمان سوسياليسم در شوروي) رژيمي كه با انقلاب اكتبر 1917 روسيه و رهبري لنين تأسيس گرديد،نهايتاً در سال 1991 ميلادي توسط (ميخاييل گورپاچف) رسماً منحل شد.
(بلشويسم) يا (ماركسيسم لنينيسم) كه ايدئولوژي رهبري كننده ي انقلاب اكتبر بود،نحوي تفسير روسي از ماركسيسم راديكال بود. هم چنان كه سوسياليسم،صورتي از ايدئولوژي هاي غرب مدرن است،بلشويسم و انقلاب اكتبر اگر چه به مبارزه با سرمايه داري ليبرال و خصوصي مي پرداخت،اما به دليل ماهيت الحادي و اومانيستي خود،صورتي ديگر از تفكر غربي (يعني سوسياليسم و سيطره ي سرمايه سالاري دولتي) را جانشين آن مي ساخت و لذا قادر به عبور از ساحت مدرنيته و نفي كامل استثمار و بي عدالتي و از خود بيگانگي بشر نبود. در قلمرور سوسياليسم- بوروكراتيك بلشويكي نيز،آدمي به دور از فطرت خود و تحت اسارت اومانيسم قرار داشته و دارد و آزادي اصيل انساني انكار مي شود. با انقلاب اكتبر روسيه،ايدئولوژي سوسياليسم- راديكال براي اولين بار در تاريخ غرب مدرن به قدرت سياسي دست يافت.

روسيه ي تزاري در سال 1917 ميلادي،درگير جنگي دشوار (جنگ جهاني اول) و شرايط بسيار سخت اقتصادي بود. در تاريخ 21 فوريه ي 1917 عده اي از مردم شهر – پتروگراد- كه در صف هاي طولاني نانوايي ايستاده بودند،از فقدان آرد و نبود نان به تنگ آمده و دست به شورش زدند و به غارت نانوايي ها پرداختند.
فرداي آن روز كه در تقويم غير روسي،مصادف با اول ماه مه و روز جهاني كارگر بود،به روز اعتصاب گسترده ي كارگري در (پترزبورگ) تبديل شد و ميان كارگران و پليس زد و خوردهايي پديد آمد. اعتصابات تا چند روز ادامه يافت و به دستور (پروتوپوپف) فرماندار نظامي پترزبورگ،تظاهر كنندگان به رگبار مسلسل بسته شدند.
در روز 27 فوريه عده اي از سربازان پادگان پترزبورگ به مردم پيوستند و (رودزيانكو) رييس مجلس ملي روسيه (دوما) از (تزار نيكلاي دوم) خواست تا از سلطنت استعفا دهد. روز 28 فوريه،دو هنگ از سيبري براي سركوب انقلابيون حركت كردند،اما آنان وفاداري خود را به (دوما) و انقلاب اعلام نمودند و قزاقان نيز دست به تمرد زدند.
در اين زمان دولتي موقتي از طرف مخالفين تزار تشكيل شد كه شاهزاده (لووف) نخست وزيري آن را بر عهده داشت؛اين دولت ائتلافي از ليبرال هاي طرفدار دوما و هداواران مشروطه ي سلطنتي و نمايندگان سرمايه داران روسي بودند. تزار – كه قطار او در ايستگاه راه آهن (پسكوف) توسط سربازان شورشي متوقف شده بود- حاضر به استعفا شد و به نفع (ميخاييل) برادر كوچك خود از سلطنت كناره گرفت،اما ميخاييل اندكي بعد اعلام كرد كه حاضر به پذيرش سلطنت نيست و يك حكومت دو گانه متشكل از (دولت موقت از يك سو و نمايندگان شوراهاي كارگران و دهقانان و سربازان از سوي ديگر) قدرت را در روسيه به دست گرفت و رژيم تزاري سرنگون شد.
اين انقلاب كه خيلي سريع و با خون ريزي كم به ثمر رسيد،(انقلاب فوريه ي 1917) يا به طور خلاصه (انقلاب فوريه) ناميده شد. با اين انقلاب بخش عمده اي از قدرت در اختيار سرمايه داران و بانكداران طرفدار ليبراليسم و مروج ايده هاي بورژوايي قرار گرفت. اما ماجراي انقلاب روسيه به همين جا خاتمه نيافت. پس از انقلاب فوريه و برقراري (حكومت دو گانه) كشمكش شديدي ميان دولت موقت از يك سو و شوراها از سوي ديگر پديد آمد كه منجر به هرج و مرج،گسترش فقر و بيكاري،شكست هاي پي در پي ارتش روسيه در جبهه ها و فرار گسترده ي سربازان و شورش هاي دهقاني و اعتراضات كارگري گرديد. حزب كمونيست روسيه (شاخه ي بلشويك ها) به رهبري (ولاديمير ايليچ لنين) با تكيه بر نفوذي كه در شوراهاي كارگران و سربازان يافته بود و نيز با بهره گيري از هرج و مرج و خلاً قدرتي كه وجود داشت،در روز 24 اكتبر 1917 (به تاريخ قديم روسي) تصميم به قيام مسلحانه گرفت. روز 25 اكتبر،ملوانان ناوگان (كرونشتاد) دست به شورش زده و وزراي دولت موقت در كاخ زمستاني تزار را بازداشت كردند. بدينسان بلوشيك ها به قدرت رسيده و دولت سوسياليستي تشكيل دادند. لنين،رييس دولت سوسياليستي و (تروتسكي) وزير امور خارجه ي دولت بود و (استالين) كه بعدها ازسفاك ترين رهبران دولت شوروي شد،وزير امور مليت ها و اقوام بود.
دولت جديد خود را (اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي) ناميد و رسماً حكومت ايدئولوژي ماركسيسم و برقراري اقتصاد سوسياليستي و خروج از جنگ جهاني را اعلام نمود. از اكتبر 1917 تا ژانويه ي 1924 يعني هنگام مرگ (لنين)،وقايع و حوادث بسياري در روسيه رخ داد،از جمله صالح با آلمان،معروف به صلح (برست ليتوفسك) ،مصادره ي كارخانه ها و زمين هاي سرمايه داران و زمين داران،ملي كردن بانك ها،تأسيس ارتش سرخ،وقوع جنگ داخلي،دستگيري و اعدام ده ها هزار نفر از مخالفين دولت بلشويكي،سياست اقتصادي (نِپ)،مقابله با دخالت ارتش هاي خارجي در امور كشور،وقوع مبارزه ي قدرت شديد ميان دو تن از رهبران بلشويك ها يعني (تروتسكي) و (استالين) كه نهايتاً منجر به پيروزي دومي گرديد و فراهم شدن بسترهاي تأسيس يك نظام سرمايه سالاري دولتي متمركزِ مبتني بر اقتصاد با برنامه اي تحت عنوان (ساختمان سوسياليسم در شوروي) رژيمي كه با انقلاب اكتبر 1917 روسيه و رهبري لنين تأسيس گرديد،نهايتاً در سال 1991 ميلادي توسط (ميخاييل گورپاچف) رسماً منحل شد.
(بلشويسم) يا (ماركسيسم لنينيسم) كه ايدئولوژي رهبري كننده ي انقلاب اكتبر بود،نحوي تفسير روسي از ماركسيسم راديكال بود. هم چنان كه سوسياليسم،صورتي از ايدئولوژي هاي غرب مدرن است،بلشويسم و انقلاب اكتبر اگر چه به مبارزه با سرمايه داري ليبرال و خصوصي مي پرداخت،اما به دليل ماهيت الحادي و اومانيستي خود،صورتي ديگر از تفكر غربي (يعني سوسياليسم و سيطره ي سرمايه سالاري دولتي) را جانشين آن مي ساخت و لذا قادر به عبور از ساحت مدرنيته و نفي كامل استثمار و بي عدالتي و از خود بيگانگي بشر نبود. در قلمرور سوسياليسم- بوروكراتيك بلشويكي نيز،آدمي به دور از فطرت خود و تحت اسارت اومانيسم قرار داشته و دارد و آزادي اصيل انساني انكار مي شود. با انقلاب اكتبر روسيه،ايدئولوژي سوسياليسم- راديكال براي اولين بار در تاريخ غرب مدرن به قدرت سياسي دست يافت.

عکس لنین


+ نوشته شده در30 / 7 / 1389ساعت 3:55 AMتوسط آرین حامد حسینی | | تعداد بازدید : 2078

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ